<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خبرنگار اصولگرا</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 Jul 2008 17:25:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>همه چیز از یک «سلام» شروع شد!</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;«تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام » &lt;FONT color=#006600&gt;امام خمینی(ره)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;با گذر از ماجراي پرافت و خيز قتل هاي زنجيره اي،حادثه 18 تیر يكي ديگر از غمبارترين رويدادهاي ديگر دهه 70 در ایران است،غائله شوم كوي دانشگاه تهران که در نه سال از این حادثه می گذدرد همیشه کانون تحليل‌ها و تفسيرهاي گوناگون روزنامه‌ها و جناحهاي سياسي بوده و هست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 278px; HEIGHT: 170px&quot; height=164 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8604/Images/jpg/A0309/A0309868.jpg&quot; width=276 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; حادثه كوي دانشگاه از جمله حوادثي است كه ممكن است در كشورهاي ديگر هم اتفاق بيفتد يا حتي اتفاق افتاده باشد همانند فرانسه که پس از کشته شدن دو جوان سیاه پوست  به دست پلیس فرانسه جرقه یک بحران بی سابقه را در فرانسه موجب گردید که به رغم تلاش نیروهای امنیتی تا دوهفته متوالی ادامه یافت ، اما آنچه اهميت دارد، اين است كه ايران هر كشوري نيست و مردم آن هم هر مردمي نيستند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;بايد روشن شود که دلايل اصلي ايجاد اينگونه بحرانها چيست؟  وچرا برخي از جريانهاي سياسي داخل كشور با بحران سازان همنوايي مي‌كنند و تا کنون پس از گذشت 9 سال هنوز پاسخ مناسبي به آنها داده نشده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;با مرور آسيب شناسي 18تير مي توان گفت كه بعضي افراد شعار تحريم، تغيير ساختار كلي نظام، تغيير ساختار قانون اساسي، براندازي و... را مي دادند و با تاكيد بر راديكاليسم عملي و نظري موافقت ضمني خود را با بيگانگان نشان مي دادند كه اين اوج مسئوليت ناپذيري و خيانت به ايران است. گروهي از ملحدان سرسخت و نيز از منافقان و ضد انقلابهاي كينه توز كه سالها كينه اسلام و امام و انقلاب را در دل انباشته بودند يك باره فرصت يافتند و در پناه بسياري از همان نوع دولتيان نه تنها هرچه خواستند گفتند و نوشتند بلكه عملا اقدام به براندازي نظام كردند كه غائله 18تير 78 نمونه آن است- غائله اي كه طيف نفاق از مركز وزارت علوم آن را هدايت مي كرد!- ماجراي همدان، مشهد، دانشگاهها، دانشگاه اميركبير و ساير حركات سياسي برانداز هم بار و بر آن اصلاحات تعريف ناشده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مجلس پنجم در اوائل سال سوم دوره نمايندگي، با علم به اين واقعيت كه بخش مهمي از ناهنجاري هاي موجود، ناشي از نقاط ضعف و وجود نواقص فراوان در قانون مطبوعات مصوب 1364 است، تصميم به اصلاح آن گرفت، كه اين تصميم به بهانه تحديد آزادي مطبوعات و تعارض آن با اصول قانون اساسي، با مخالفت صريح وزير ارشاد به عنوان موضع رسمي دولت آقاي خاتمي روبرو شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;مطبوعات زنجيره اي نيز با به راه انداختن هياهو وجنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود داشتند. در همين راستا روزنامه سلام در اقدامي شگفت انگيز دست به انتشار يك خبر كاملاً سري و محرمانه زد كه اين امر بر شدت التهابات و هيجانات سياسي در كشور افزود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;اين روزنامه، يك روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس، يعني در تاريخ 15 تير 1378 يك نامه كاملاً سرّي و طبقه بندي شده را منتشر كرد كه در آن از طرح اصلاح قانون مطبوعات و ارتباط آن با سعيد امامي (اسلامي)، سخن به ميان رفته بود. اين روزنامه در تيتر نخست خود نوشته بود: سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/2d2alv7.jpg&quot; border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و در میان روزنامه ها صبح امروز هم به همنوایی با روزنامه سلام پرداخت&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/sbscc0.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;در پي اين اقدام، وزارت اطلاعات شكايتي را عليه روزنامه سلام تنظيم و آن را تسليم قوه قضاييه نمود، تا قوه قضاييه عاملين اين اقدام غير قانوني را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;دادگاه ويژه روحانيت نيز در پي اين شكايت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندي شده توقيف نمود. البته در همان روز وزارت اطلاعات در پي فشارهاي سياسي حاميان دولت خاتمی، ناچار به پس گرفتن شكايت خود شد. در عين حال هيچگاه محرمانه بودن اين نامه را انكار نكرد، بلكه بالعكس آقاي يونسي بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأكيد كرده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;وي چند ماه پس از انتشار نامه و توقيف روزنامه سلام، در مصاحبه اي تصريح كرد: «روزنامه سلام مستندي را افشا كرد كه كار بسيار بدي بود. اين روزنامه سندي را منتشر كرد كه از اسناد قطعي وزارت اطلاعات بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;يونسي چندي بعد در جمع خبرنگاران اين اقدام را سرقت اطلاعات خواند و گفت: «سندي كه روزنامه سلام چاپ كرد، در حقيقت يك نوع سرقت بود كه نبايد چنين كاري صورت مي گرفت»&lt;BR&gt;وزارت اطلاعات هر چند شكايت خود را پس گرفت، اما از نظر مقامات قضايي جمهوري اسلامي اين امر نمي توانست مانع از اقدام قوه قضاييه در مجازات دست اندركاران خاطي روزنامه سلام گردد، چرا كه اقدام مذكور، كاملاً غير قانوني بوده و مجرمانه تلقي مي شد. و طبيعتاً اولين واكنش آن هم چيزي جز توقيف موقت روزنامه سلام نمي توانست باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;دانشگاه تهران كه مدت ها در اثر تحريكات عوامل افراطي، خصوصاً گروهك نهضت آزادي و نيز اتفاقات سياسي پياپي در تب و تاب به سر مي برد، پس از اطلاع از ماجراي توقيف روزنامه سلام و نيز با انگيزه مخالفت با تصويب كليات طرح اصلاح قانون مطبوعات، در شامگاه هفدهم تيرماه به صحنه تجمع هاي اعتراض آميز و درگيري هاي خشونت بار تبديل گرديد. دفتر تحكيم وحدت در روز پنجشنبه 17 تير 1378 بنا بر گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، يك ميتينگ اعتراض آميز را در دانشگاه تهران برگزار مي كند. پس از آن واقعه در ساعت 45/22 دقيقه حدود 150 نفر از دانشجويان اقدام به راهپيمايي غير قانوني كرده و سپس با تحريكات عده اي از عناصر افراطي از كوي دانشگاه خارج مي شوند و با سر دادن شعارهايي مراتب اعتراض خود را ابراز مي دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شرارت آرام آرام خود را به كوی دانشگاه تهران می رساند و زبانه های شیطنت از لابه لای میله های خوابگاه شعله ور می شوند و شب هجدهم تیرماه 1378 رقم خورد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در همين حال نيروهاي انتظامي و پليس ضد شورش به دعوت مسئولين دانشگاه وارد منطقه مي شوند و با تذكرات پي در پي و دعوت از دانشجويان به حفظ آرامش، از آنها مي خواهند كه به داخل كوي دانشگاه باز گردند، اما اين تلاش ها هيچ نتيجه اي در بر نداشت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چندي بعد با ملحق شدن تعدادي از عناصر ضد انقلاب و فرصت طلب در خيابان هاي اطراف دانشگاه، فضا براي اعمال خرابكارانه و كاملاً خلاف قانون، نظير: سلب آسايش مردم محل، تعرض به عابران و اشخاص در حال گذر، ضربه زدن به اموال عمومي و خصوصي و اهانت و هتاكي عليه مسئولين بلند پايه نظام فراهم مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پليس نيز پس از تشديد اوضاع، با دريافت مجوز از وزير كشور، مبني بر لزوم برخورد با تحركات غير قانوني از جمله راهپيمايي هاي بدون مجوز دانشجويان كه به بروز آشوب انجاميد وارد عمل مي شود كه با مقاومت اغتشاشگران روبرو مي گردد. با تشديد درگيري ها و آشوب ها پليس ضد شورش براي دستگيري تعدادي از آشوبگران و آزادي سه نفر از پرسنل خود كه توسط دانشجويان به گروگان گرفته شده بودند، وارد محوطه كوي دانشگاه مي شوند كه اين امر بر دامنه فاجعه مي افزايد و ماجرا را پيچيده تر مي سازد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كوي دانشگاه در شب هجدهم تير ماه در حالي كه آبستن حوادث بسيار ناگواري بود، شب بسيار سخت و ناآرامي را سپري كرد. عناصر ضد انقلاب پس از اطلاع از اوضاع شهر به دانشگاه هجوم آوردند و تحريك كنندگان حزبي درون حكومت نيز هراز گاهي با دميدن در تنور احساسات با سخنراني ها و شايعات و جعل اخبار صددرصد كذب نظير به خاك و خون كشيده شدن تعدادي از دانشجويان كوي دانشگاه، زبانه هاي اين آتش را شعله ور ساختند و فرداي آن روز حادثه، حادثه غم انگيز ديگري شكل مي گيرد و فصل تازه اي از حوادث رقم مي خورد، حوادثي كه به قطع و يقين دست ناپاك دشمن خارجي در ايجاد و هدايت آن نقش آفرين بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از هيجدهم تير ماه 78 به بعد، اتفاقاتي رخ داد كه كاملاً از تصميم و عزم جدي عاملان آن براي براندازي نظام جمهوري اسلامي حكايت مي كرد. در ادامه خط تشنج و خشونت كه در كوي دانشگاه كليد خورده بود، عده اي اوباش و اغتشاش گر به اسم دانشجو و در حمايت از جنبش دانشجويي و به انتقام از شهداي دروغين اين حادثه، دست به آشوبي فراگير در سطح شهر زدند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دانشجويان معترض كوي دانشگاه بي آنكه از عواقب اين بازي خطرناك مطلع باشند، با تحريك عده اي ماجراجوي حزبي و تعدادي از عناصر سرخورده از انقلاب، به ماجرايي كشانده شدند كه ديگر قادر به مهار آن نبودند. تنها كاري كه مي توانستند انجام دهند اين بود كه با اعلان مواضع صريح خود، اقدامات اعتراضي خود را به پايان يافته اعلام كرده و از اتفاقات شومي كه در شرف تكوين بود، بيزاري بجويند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آشوبگران با شعارهاي تحريك آميز و با ايجاد جوّي از رعب و وحشت به عابران و رهگذران حمله ور مي شدند، به اموال عمومي و خصوصي تعرض و آنها را به آتش مي كشيدند که این اقدام آشوبگران در تخریب اموال عمومی  توسط اراذل  از سوی دشمنان خارجي و داخلي نظام جمهوري اسلامي ايران به انقلاب و جنبش نام گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 406px; HEIGHT: 255px&quot; height=264 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/35i24iu.jpg&quot; width=404 align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حادثه 18 تيرماه 1378 كه با اعتراضات غير قانوني دانشجويي شروع و بعدها با عقب‌نشيني دانشجويان توسط عده‌اي از عناصر فريب خورده و اراذل و اوباش پيگيري شد، عليرغم ادعاهايي كه در مورد آن مبني بر آغاز يك جنبش عليه نظام مطرح مي‌شود، چيزي جز ضرر و زيان به اموال عمومي كشور نداشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این میان به مسئولين عالي رتبه نظام از جمله امام راحل و مقام معظم رهبري توهين و هتاكي مي كردند و اين اتفاقات ناگوار در حالي رخ مي داد كه دستان پليس كه مأمور حفظ امنيت در جامعه است بسته و دستان پليد اغتشاشگران كاملاً باز بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 317px; HEIGHT: 453px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i31.tinypic.com/15nn50z.jpg&quot; align=left vspace=5 border=2&gt;سردار فرهاد نظري در كتاب خود، «براي تاريخ» مي نويسد: با توجه به گستردگي آشوب و شورش در حساس ترين مناطق پايتخت در 18 تير 1378 دستور هرگونه برخورد با تظاهر كنندگان و آشوبگران از سوي وزير كشور ابلاغ گرديد و 48 ساعت به طول انجاميد. در اين مدت آشوبگران و اراذل و اوباش نقابدار تحت حمايت بعضي از مدعيان اصلاحات، آزادانه هر كاري كه دلشان مي خواست انجام دادند از قبيل: داير كردن پست هاي ايست و بازرسي، خلع سلاح بعضي از مأمورين گشت هاي انتظامي، ضرب و شتم و مجروح ساختن بسياري از مردم و پرسنل شريف نيروي انتظامي. . . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خيابان جلال آل احمد، كارگر شمالي، ميدان ولي عصر، خيابان فلسطين و بلوار كشاورز از جمله ميادين درگيري و خشونت هاي خياباني بودند، آشوب و شورش در حساس ترين مناطق شهر در جريان بود و لحظه به لحظه بر گستره آن افزوده مي شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آشوبگران در حالي كه مجهز به پيشرفته ترين سيستم هاي ارتباطي، حتي بي سيم هاي سازماني بودند، آشوب را به هر نقطه اي از اين شهر بزرگ كه مي خواستند مي كشاندند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تلاش برخي از عناصر افراطي براي كشاندن اين حوادث به مسابقه فوتبال بين دو تيم پيروزي و استقلال در استاديوم صد هزار نفري آزادي در روز يكشنبه مورخ 20 تير ماه 1378 مي توانست بر ابعاد اين فاجعه افزوده و كشور را در وضعيت بحراني غير قابل تصوري قرار دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرماندهان نيروي انتظامي پس از ناكامي در متقاعد كردن مسئولين ذي ربط، براي به تعويق انداختن اين مسابقه تنها با اميد به عنايت الهي و تدبير و درايت خود نگذاشتند آنچه كه خواست بدخواهان نظام بود، اتفاق بيفتد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هر روي نيروي انتظامي اين بازوي امنيتي كشور در اين بازي سياسي قرباني توطئه اي شد كه دشمنان نظام آن را طراحي و بازي خوردگان سياسي داخلي نيز آن را به اجرا درآورده بودند. پس از واقعه كوي دانشگاه، هجوم سازماندهي شده بي سابقه اي به نيروهاي انتظامي صورت گرفت و نيروي انتظامي در آن شرايط بس خطير، از ناحيه دوست و دشمن به شدت مورد بي مهري و هتاكي و توبيخ واقع شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضور و سخنان تحريك آميز عبدالله نوري در حادثه كوي دانشگاه و نقش روزنامه وی در اين حادثه و آشوب هاي خياباني سال 1378 چيزي نيست كه از خاطره ها محو شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i28.tinypic.com/16gcthd.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوري با استخدام و بكارگيري عناصر مشكوك و بعضاً ضد انقلاب و بي دين، تلاش كرد تا به حركت اصلاحي جبهه دوم خرداد كه وي، آن را يك پروسه برگشت ناپذير مي دانست، شتاب بيشتري دهد. از اين رو در مطبوعه خود، موسوم به «خرداد» كه با تند مزاجي خاصي نيز توأم بود، در بسترسازي اين حركت از هيچ اقدامي هر چند معارض با مباني دين و اصول انقلاب دريغ نورزيد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تهاجم بي وقفه به احكام و مباني ديني و شرعي، حمله به نهادهاي قانوني و حمايت از عناصر ضد انقلاب و بي دين، ترويج فلسفه هاي منسوخ غرب كه سرانجامي جز نهيليسم و پوچ گرايي و دين گريزي نداشت، بخشي از كارنامه نوري در روزنامه اش بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تيتر نخست روزنامه خرداد در روز 18 تير 1378 كه حكايت دروغ از به خاك و خون كشيده شدن كوي دانشگاه و كشته شدن تعدادي از دانشجويان داشت، به پيراهن عثمان و پرچم انتقام خواهي آشوب گران بدل شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/aox7go.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روزنامه زنجیره ای خرداد با تيتر درشتي نوشته بود: «كوي دانشگاه به خاك و خون كشيده شد» و تعداد ديگري از روزنامه‌هاي موسوم به زنجيره‌اي آن زمان از كشته شدن 3 تا 5 نفر و همچنين مجروح شدن صدها تن از دانشجويان خبردادند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آشوبگران در حالي كه اين روزنامه را با آن تيتر درشتش بر فراز دستان خود گرفته بودند و به هر سو مي گرداندند، چنان حس انتقام جويي را در دل دانشجويان برمي افروختند كه گويي اين حركت را پاياني جز خون خواهي از عوامل نيروي انتظامي نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روزنامه صبح امروز در تاریخ 20/4/78 نوشت:«قتل حداقل 2 دانشجو در حمله نيروي نظامي به خوابگاه قطعي است.». اين روزنامه در تاريخ 19/4/78 همچنين نوشت؛«برخوردهاي خشونت آميز لاجرم واكنش‌هاي خشن نيز در پي خواهند داشت و در نهايت جو جامعه به ناآرامي و التهاب كشيده خواهد شد و اعمال خشونت عليه دانشجويان آن هم در حريم دانشگاه از يك سو جنبش دانشجويي را به اتخاذ شيوه‌هايي وادار مي‌كند كه موجب گسترش فضاي خشن در بخش‌هاي ديگر جامعه مي‌شود و از سوي ديگر راه را براي فرصت طلباني باز مي‌كند كه از آب گل آلود خشونت و ناامني، ماهي‌هاي دلخواه خود را مي‌گيرند.» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روزنامه صبح امروز معتقد بود كه جريانات كوي دانشگاه تنها براي به خشونت كشاندن كشور طراحي شده و اصلاحات خاتمي را هدف قرار داده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين روزنامه از مرحله جديد تهاجم سياسي به دولت خاتمي خبر داد و در تاريخ 78/04/28در مطلبي مي‌نويسد؛« تضعيف خاتمي و راه حل‌هاي او يعني اوج‌گيري مجدد بحرانها.» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این میان يكي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، در تجمع مقابل درب اصلي دانشگاه اعلام كرده بود: اجساد شهداي دانشجو بايد به ما تحويل داده شوند و دولت بايد امنيت تشييع جنازه باشكوه آنها را كه ما برگزار مي كنيم تضمين كند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در حالي كه به تصريح گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، احدي در حادثه كوي دانشگاه كشته نشده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس از گذشت چند روز از آغاز این آشوبگری ها ،مقام معظم رهبري با درك حساسيت شرايط، در پيامي مهم خطاب به ملت شريف ايران و نيروهاي انقلابي به ويژه نيروهاي مخلص و بسيجي، خواستار حفظ هوشياري و آمادگي لازم براي فرو خواباندن اين فتنه بزرگ شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;معظم له در اين پيام بسيار مهم كه در تاريخ 22 تير 1378 صادر شده بود، فرمودند: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i26.tinypic.com/353cays.jpg&quot; align=left vspace=5 border=1&gt;«بسم الله الرحمن الرحيم &lt;BR&gt;ملت رشيدو غيور ايران، مردم عزيز تهران &lt;BR&gt;دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند. &lt;BR&gt;دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند، انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند. گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب، دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند. ولي غافل از اين كه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي، آنان را به شدت منكوب خواهد كرد. &lt;BR&gt;به مسئو لان در دولت و به خصوص مسئولين امنيت عمومي تاكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را در جاي خود بنشانند و بي شك كساني كه چشم به فتنه انگيزي هاي اين روسياهان دوخته اند، مأيوس خواهند شد. ملت بزرگ ايران مخصوصاً جوانان عزيز بايد در كمال هوشياري مراقب حركات دشمن باشند و به طور كامل با مأموران، همكاري كنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خود فروخته دشمن، تنگ نمايند و به خصوص فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند. &lt;BR&gt;تأييد اسلام و مسلمين را از خداوند متعال مسألت مي كنم. &lt;BR&gt;سيد علي خامنه اي - 22/4/.78 »&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دنبال اين پيام مهم، نيروهاي جان بركف بسيج وارد كارزار شدند تا بار ديگر اخلاص، تعهد و اقتدار خود را كه پس از جنگ به طور ناجوانمردانه، هدف ظالمانه ترين اتهامات قرار گرفته و پايمال هوا و هوس عده اي &lt;BR&gt;قدرت طلب و شماري بازي خورده سياسي شده بود، نشان دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ورود به موقع و مؤثر نيروهاي بسيج و عناصر خودجوش مردمي، ناگهان توفاني از رعب و وحشت در دل ترسان آشوبگران بر پا كرد، اندكي بعد مقاومت جبهه آنان در هم شكست. عده اي متواري و عده اي ديگر از عناصر محارب و عربده جو دستگير و به چنگال قانون سپرده شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين چنين با يك اشاره رهبري چشم فتنه از حدقه بيرون كشيده شد و ملت هوشيار و بيدار ايران نيز براي تثبيت امنيت و در لبيك به نداي رهبر خود در تهران و سراسر ميهن اسلامي با حضور ميليوني و حماسي خود مانور عظيم حمايت از ولايت را به زيباترين شكل ممكن به تصوير كشيدند در حالي كه فقط و فقط يك تصوير در دست داشته و يك شعار بر زبان: «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند».&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با اين حال بحران تيرماه 1378بدون اين كه حتي يك تير از لوله تفنگي شليك شود، ظرف سه روز به بهترين شكل ممكن مديريت و مهار شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&amp;id=1780&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;متن كامل بيانات رهبر انقلاب در ديدار دانشجويان و مردم‏ 78/4/21&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 17:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگي از سوابق تنها نخست‌وزير زن در اسرائيل </title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.dowran.ir/pics/08/goldamayer/01.jpg&quot; align=left vspace=5 border=2&gt;اكثر مورخان، در بررسي شرح حال مقامات بلند پايه اسرائيل از گلداماير به عنوان زني جسور ياد كرده‌اند كه توانسته اسرائيل را در مقطعي حساس از بحران خاورميانه رهبري كند. ولي مسيري را كه براي احراز اين مقام طي كرده است بازگو نمي‌كنند. مطلب زير برگي از پرونده زندگي اين زن صهيونيست است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;* * * *&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;«گلدامايويچ ماير» نخست‌وزير پيشين اسرائيل در سوم مه 1898 در شهر كيف مركز «اوكراين» در روسيه تزاري به دنيا آمد و در 1906 همراه با خانواده‌اش به امريكا مراجعت كرد. پدرش نجار بود و 5 پسرش در كودكي مرده بودند. خانم ماير در مدرسه‌اي دولتي در شهر ميلواوكي در امريكا مشغول تحصيل شد. والدينش مايل بودند او منشي بشود اما وي معلم شد و از همان آغاز به نهضت صهيونيستي در امريكا پيوست. او با يكي از همكاران صهيونيست خود به نام «موريس مي‌پرسون» ازدواج كرد. اين دو در 1921 عازم اورشليم شدند و اين در حالي بود كه به تازگي فلسطين تحت قيموميت انگليس درآمده بود و عمليات انتقال تدريجي يهوديان به فلسطين آغاز شده بود. طبعاً تا قبل از ظهور اسرائيل در 1948 او نيز در فلسطين همچون هزاران يهودي ديگر زندگي مي‌كرد. اماهمكاري‌هاي فراوان وي با گروههاي زيرزميني يهود از قبيل ايرگون، اشترن، هاگانا و ساير تشكيلات پنهان صهيونيستي كه به كار انتقال يهوديان اروپا به فلسطين اشتغال داشتند، باعث شده بود وي غالب اوقات بيرون از خانه باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;12 ساعت پس از آنكه بن گوريون مؤسس اسرائيل، نطق تاريخي خود را در زمينه تأسيس رژيم صهيونيستي در 14 مه 1948 ايراد كرد، دولتهاي عرب همجوار فلسطين خود را براي حمله به اين رژيم نوظهور آماده كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;دولت اسرائيل كه از ائتلاف چند سازمان مخفي صهيونيستي تشكيل شده بود، چون از ابتدا اين وضع را پيش‌بيني مي‌كرد از چند ماه قبل جاسوساني را به كشورهاي عرب همجوار اعزام كرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;گلداماير كه در آن زمان يك زن جوان يهودي بود در پوشش يكي از همين جاسوسان و به عنوان توريست راهي اردن شد و در مجاورت خانه چند تن از نظاميان اردني اقامت گزيد. وي به تدريج توانست به عنوان يك تبعه بخش اروپائي روسيه نظر چند تن از افسران اردني را به خود جلب كند و طرح دوستي با آنان بريزد. گلداماير با تن دادن به فحشا توانسته بود در داخل نظاميان بلندپايه رژيم اردن نفوذ نمايد، در مجالس آنان شركت كند و از مؤسسات نظامي، مراكز و مقرهاي نظامي اين كشور مطلع شود. او تا زمان تكميل اطلاعات خود به اين نوع روابط ادامه داد. ماير چند روز قبل از نطق بن گوريون وارد فلسطين اشغالي شد و تصميم ارتش اردن را براي جنگ با اسرائيليها در حد يك «احتمال قوي» به مقامات صهيونيستي اطلاع داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;گلداماير سپس اطلاعاتي را كه توانسته بود از مؤسسات نظامي اردن و روحيه افسران آن كشور جمع‌آوري كند در اختيار صهيونيستها قرار داد. گزارشهاي دقيقتري نيز ساير جاسوسان رژيم صهيونيستي از پايتخت‌هاي مصر و لبنان و سوريه آورده بودند و دولت بن گوريون نيز با استفاده از اين اطلاعات توانسته بود در اولين جنگ خود با كشورهاي عربي، به پيروزي دست يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;فعاليتهاي سياسي گلداماير سبب شده بود اكثر اوقات اعتنائي به زندگي مشترك با شوهرش نداشته باشد. در نتيجه در 1945 شوهرش وي را طلاق داد و گلداماير تا پايان عمر بيوه ماند. او در اين سالها توانست در رأس تشكيلات مالي سازمانهاي يهود ميليونها دلار براي مسلح كردن اسرائيل آتي، پول جمع‌آوري كند. ماير حتي در سالهاي ازدواجش از طريق روابط نامشروع تلاش مي‌كرد از هر منبع ممكن پول براي تشكيلات مخفي صهيونيستها به دست آورد. بعد از تشكيل دولت اسرائيل وي بلافاصله وارد فعاليتهاي سياسي شد. اولين شغل او در 1948 در سفارت اسرائيل در مسكو بود. او از 1949 تا 1956 در زمان نخست‌وزيري بن گوريون وزير كار اسرائيل بود. سپس از 1956 تا 1966 به مدت 10 سال وزير خارجه اين كشور شد. او در اين مدت بيش از هر كسي به مسافرت در سراسر جهان پرداخت. با مرگ «لوي اشكول» نخست‌وزير وقت اسرائيل در اكتبر 1969 خانم گلداماير در انتخابات به پيروزي رسيد و در رأس دولت صهيونيستي قرار گرفت. وي اين سمت را تا 1974 حفظ كرد و سپس در دهم آوريل اين سال به دليل اوجگيري مخالفت اعضاي حزب كارگر كه خود عضو آن بود، از مقام نخست‌وزيري اسرائيل استعفا كرد و در هشتم دسامبر 1978 / 17 آذر 1357 در 80 سالگي درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;منبع : نشریه دوران&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 22:31:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوم تیر سالروز تشکیل دولت اسلامی</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.rajanews.com/News/image/rahabari(6).jpg&quot; align=left vspace=5 border=1&gt;امروز سومین سالگرد حماسه سوم تيرسال 84 است كه در آن ملت ايران با آراي قاطع خود به گفتمان عدالت و رفع فقر و فساد و تبعيض دكتر احمدي نژاد، پاسخ مثبت دادند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قصد داشتم از عملکرد سه ساله دولت چیزی بنویسم با خود گفتم از کجا شروع کنم ؟ُاقتصاد - فرهنگ - سیاست خارجی یا داخلی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد دیدم دوستان بسیاری در این روز و روزهای قبل و فرداها از دولت تجلیل و یا نفد می کنند و در مقابل هم دشمنان دولت هم در این ایام به گونه ای از رییس جمهور انقلابی تقدیر می کنند و آن هم تخریب دولت است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به هر حال من بر آن شدم تا در این مدت سه سال مروری بر بیانات ارزشمند رهبر انقلاب در خصوص دولت نهم داشته باشم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته یادآوری این گونه بیانات برای خود و دوستان اصولگرای بنده است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;یا علی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;----------------&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رهبر معظم انقلاب در شهریور سال ۸۵ در دیدار اعضای هیات دولت بیانات ارزشمندی ایراد کردند،ایشان در این دیدار بیان داشتند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;« آنچه كه من ميخواهم در اين جلسه‏ى خصوصى و صميمى به شما دوستان عزيز عرض بكنم، اين است كه فرصت اين روز و روزگارى كه شما بر سر كار هستيد، بسيار فرصت استثنايى و مغتنمى است؛ حقيقتاً از دوره‏هايى است كه ما نظير آن را در گذشته‏ى دوران انقلاب تا امروز كم داشته‏ايم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اولاً، شعارهاى دولت و مسئولان و اهداف تعيين‏شده‏ى آنان كاملاً با مبانى انقلاب و با مبانى اعلام‏شده‏ى امام عزيز ما منطبق است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ثانياً، اين گفتمان در بين مردم به طور محسوسى زنده است و وجود دارد؛ كه وجود اين گفتمان ميان مردم هم، عامل عمده و اصلىِ گرايش آنها به اين دولت و اين رئيس‏جمهور محترم بود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مردم، تشنه‏ى عدالت، تشنه‏ى مبارزه با فساد و تشنه‏ى تمسك به اصول انقلاب بودند، كه وقتى ديدند يك نفر صادقانه اين شعارها را سر دست گرفته و مطرح ميكند، حول محور او جمع شدند؛ خود اين نعمت بزرگى است كه اين تفكر به صورت يك گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد و بعد از روى كار آمدن اين دولت، بحمداللَّه تقويت هم شده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;طبيعت كار هم اين است، هر چه شما بهتر، بيشتر، صميمى‏تر و پايبندتر به اصول حركت كنيد و پيش برويد، عمق اين ايمان در دلهاى مردم ما بيشتر خواهد شد و تغيير آن به وسيله‏ى دستهاى بيگانه، براى آنها دشوارتر خواهد شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بنابراين فرصت، واقعاً فرصت مهمى است. مردم به دولت اعتماد دارند؛ دولت، خود را جزوِ مردم و از جنس مردم ميداند و مى‏شمارد؛ از لحاظ انعكاس بين‏المللى، كشور از يك عزت كم‏سابقه يا بى‏سابقه‏اى برخوردار است؛ ابهت نظام اسلامى، عظمت ملت ايران، رسايى و شفافيت اغراض و اهداف جمهورى اسلامى در دنياى اسلام، بيش از هميشه است؛ و حّتى در دنياى غير مسلمان، امروز عزت و ابهت ملت ما بسيار برجسته است و اين را همه تصديق ميكنند و از نشانه‏ها و عكس‏العملهاى خارجى‏اش هم اين را مى‏فهميم. به هر حال، فرصت بسيار مهمى است.»&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رهبر انقلاب در بخش دیگری از بیانات خود این بار در جمع کاگزاران نظان می فرمایند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;«امروز خوشبختانه يك وضع استثنائى در طول چندين سال گذشته وجود دارد. از اين جهت استثنائى است كه شعارهاى اساسى انقلاب به عنوان محور برنامه‏ريزيها و حركتها و سياستها اعلام ميشود. اين هم يك جهت دومى كه فرصت خدمت امروز را مهم ميكند و فرصت مغتنمى قرار ميدهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شايد بعضيها - حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانه‏ها و بددلها؛ حتّى نزديكان - در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئله‏ى عدالت، مسئله‏ى مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است! بعضى البته جسارت و گستاخى كردند و همينها را نوشتند و گفتند! اشتباه ميكردند، معلوم بود؛ ميدانستيم اشتباه ميكنند. اما اين گستاخى، دلها را خراش ميداد. &lt;FONT color=#ff0000&gt;امروز به همت ملت ايران، با انتخاب ملت ايران، دولتى سر كار آمده است كه شعارهاى اصلى انقلاب، شعارهاى اساسى و اصولىِ اوست. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامى، امروز گفتمان رائج و غالب است؛ اين خيلى اهميت دارد. من البته اين را پيش‏بينى ميكردم.&lt;/FONT&gt; من شايد حدود هفت سال، هشت سال قبل از اين، در جلسه‏ى كارگزاران نظام اسلامى كه در همين حسينيه تشكيل شد، دلائلى آوردم بر اينكه دشمنان انقلاب كه خيال ميكنند ميتوانند انقلاب را به فراموشى بسپرند و قربانى كنند و از رويش عبور كنند، اشتباه ميكنند؛ گفتم نميتوانيد؛ ميدانستيم اشتباه ميكنند. بحمداللَّه ملت ايران همت كردند و آنچه كه ميخواستيم، شد. اين هم يك فرصت است. پس مسئوليت كنونىِ شما در يك چنين موقعيتى است كه شعارهاى انقلاب، اصول اساسى برنامه‏ريزى در اين دولت اعلام ميشود؛ اين هم خيلى مهم است. پس مسئوليتها را مغتنم بشمريد.»&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                                                             ادامه دارد...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Jun 2008 22:53:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شريعتي از غير خودي ها مي گويد</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 366px; HEIGHT: 221px&quot; height=284 alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i6.tinypic.com/7x98ufq.jpg%5B/IMG%5D&quot; width=398 align=left vspace=5 border=1&gt;با گذشت سه دهه از مرگ شریعتی امروز کتاب امت و امامت او را مطالعه می کردم و به متن ذیل رسیدم که درقسمتی از کتاب به انقلابیون بعد از مرگ رهبر نخستین اشاره می کند که یادآور مدیریت دو دولت کارگزاران و اصلاحات بعد از انقلاب بود ، گویی شریعتی پیشگویی کرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گزیده ای از کتاب امت و امامت دکتر شریعتی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه انقلابیون معاصر، برخلاف گذشتگان که روی کارآمدن رژیم انقلابی و سقوط رژیم ارتجاعی را پیروزی انقلاب می خواندند و0 معتقدند که تا سالها پس از استقرار انقلاب، هنوز عوامل ضد انقلابی و دستهای کوتاه شده دشمن و هنوز خطرهایی که موقتاً گوش خوابانده اند و نیز مارهایی که از یک ضربه گیج و مدهوش شده اند اما هنوز زنده اند و حاضر، وجود دارند و همه فرصت می طلبند که، در آرامش پس از انقلاب، ناگهان سربردارند و از دورن نظام و نهضت را منفجر کنند و این آرامش غالباً &quot;پس از نسل اول انقلابیون و به ویژه پس از مرگ رهبر نخستین انقلاب پدید می آید در فترتی که دست می دهد، در خلاء سیاسی که رهبری به وجود می آید و با انقلابیون که می روند و سیاستمداران حرفه ای و عوامفریب می آیند و فرمالیته های قانونی و رسمی و تشریفات اداری و سیاسی و عوامفریبی های دمکراتیک و تکرار شعارهای خالی از محتوی و تقلید و تکراری جای سوز و عشق و آتش و صداقت و حق پرستی مخلصانه انقلابی های پیشگام را می گیرد، و در آنجا که پس از مرگ بنیانگذار که شخصیتی بلامنازع است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کشمکش های حزبی و طبقاتی و باند بازی های سیاسی و بند و بست های پیدا و پنهان و صف آرایی ها و جناح بندی ها و جبهه گری های انتخاباتی برای انتخاب دموکراتیک جانشین سیاسی رهبر نخستین، نیروی مردم را تجزیه و وحدت جبهه انقلاب را متلاشی می سازد و انقلابیون را به جنگ داخلی، بازیگریهای دیپلماتیک و حتی برخی را به نزدیک شدن با نیروهای خارجی (خارج از انقلاب یا حتی خارج از مملکت) متمایل می سازد...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;صدها جانور وحشی که با قدرت کوبنده انقلابی و نیروی لیاقت و تدبیر رهبر نخستین گوش خوابانده بودند و میکروب های خطرناک هزاران بیماری که در خون این جامعه هنوز باقی هست، در نسل بعد که زمینه مساعد می شود و بخصوص خودنمایی ها و تصادم ها و اختلافهای داخلی- که پس از مرگ رهبر معمولاً پیش می آید- هوا را گرم می کند، اندک اندک یا ناگهان زنده می شوند و سربرمی دارند و انقلاب را از داخل می خورند و خود غالباً در نقاب جدید، جاهلیت قدیم را زنده می سازند و درفش مردمکشی را در انبان نرم مردم سالاری پنهان می کنند وهمان طبقه حاکم و همان نیروها و حتی همان اشخاص که انقلاب علیه آنها برپا شده بود وبا انقلاب جنگیده بودند و شکست خورده بودند، با قدرت پول و نیرو و نفوذ و امکاناتی که از قدیم در جامعه دارند، از صندوقهای انتخابات بیرون می آیند و با تبدیل قدرت اقتصادی و اجتماعی شان به قدرت معنوی و وجهه عمومی- از طریق تبلیغات، استخدام استعدادها، جلب شخصیت های روحانی و حتی ملی، بازیهای عوامفریبانه و به سرعت رنگ عوض کردن و از انقلابیون قدیم هم تند وتیزتر شدن و جلو افتادن و شخصیت و اعتبار و لیاقت خویش را در اختیار انقلاب حاکم گذاشتن و با یکی از جناح های انقلابی که برای کسب قدرت مبارزه داخلی دارد نزدیک شدن و او را یاری کردن... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خود وارث انقلاب می شود، و دژخیم قدیم دادستان جدید می شود و عین الدوله، نخست وزیر انتخابی مجلس شورای ملی و جلاد باغ شاه محمدعلی میرزا، رئیس مجلس سنا و دیدیم که همان کسی که ملک المتکلمین- خطیب انقلاب مشروطه- را به نمایندگی سلطان استبداد سربرید، پس از استقرار مشروطه، به نمایندگی حکومت مردم، آز مجسمه او پرده بردای کرد! و کیست که نداند، دشمن نقابدار خطرناکتر از دشمن بی نقاب است؟ دیکتاتوری، سمی است در شیشه مارکدار که به زور می خورانند و دموکراسی، در جامعه منحط، لقمه چرب و شیرینی است که مسموم کرده اند و با صد منت به تو عطا می کنند و تو به هزار امید و التماس و حرص و ولع از دست دشمن می ستانی و می بلعی، و او رایگان هم نمی بخشد! همان زهر است که بیمار نابینا، نه از دست قاتل، که از دست طبیب می گیرد، در شیشه شربت دارو و عجیب اینکه بیچاره بیمار، این بار، مسموم هم که می شود، فلج هم که می شود و به حال مرگ هم که می افتد، سرود می خواند و سالروزش را جشن می گیرد!!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 11:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;STRONG&gt;و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آقاي محتشمي!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آقاي محتشمي!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آقاي محتشمي!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آقاي محتشمي!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 20:24:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بودجه ويژه امام(ره) براي مؤسسه آيت‌الله مصباح یزدی</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=4 cellPadding=4 width=&quot;95%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 17pt&quot; face=&quot;times new roman&quot; color=#e51515&gt;امام به آقاي مصباح یزدی اطمينان کامل داشت&lt;FONT color=#000000 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=text&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=202 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rajanews.com/News/image/rahimian2[1].jpg&quot; width=327 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;اشاره:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; حجت الاسلام محمدحسن رحيميان عضو سابق دفتر امام(ره) است که از نجف تا آخرين لحظات حيات مبارک امام(ره) به اين عضويت مفتخر بوده است. وي که اکنون به عنوان نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران مشغول است، گفتگو با رجانيوز را در حالي در طبقه دهم ساختمان بنياد پذيرفت که در آستانه ايام ارتحال پير و مقتدايش برنامه هاي فراواني داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt;رحيميان در اين گفتگو به مراتب شيدايي خود به مقتدايش امام راحل پرداخت و ضمن پاسخ به شبهه خطي و جناحي بودن دفتر امام، براي نخستين بار به نکاتي درباره رابطه امام(ره) و آيت الله مصباح پرداخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=2&gt;وي با اشاره به حساسيت و تحفظ فوق العاده امام(ره) درخصوص پرداخت وجوهات به مراکز علمي و فرهنگي تأکيد کرد: تا آنجا که به یاد دارم، مؤسسه تحت مديريت آيت الله مصباح تنها موردی بود که امام علاوه بر شهریه عمومی که برای طلاب پرداخت می شد، هزینه و بودجه مؤسسه را هر ماه طی صدور چکي به نام آقای مصباح پرداخت می كردند که این مطلب حکایت از اطمینان کامل امام به عملکرد علمی و سیستم آموزشی آقای مصباح داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt;بخش اول اين گفتگو در ادامه آمده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;چگونه با امام آشنا شديد و چه شد كه به نهضت امام در قم و نجف پيوستيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;پدرم از سالها قبل از آغاز نهضت از شاگردان و علاقمندان امام(ره) بود. لذا از همان زمان کودکی با نام و شخصیت امام آشنا شدم. با رحلت آیت الله بروجردی در فروردین 40 و رحلت آیت الله سید عبدالهادی شیرازی در فروردین 41، با راهنمایی پدرم خانواده ما و همه اصحاب مسجد ایشان مقلد امام شدیم و در شهریور ماه همان سال با عشق به امام و زیارت ایشان، در سن حدود 13 سالگی عازم حوزه علمیه قم شدم، در حالی که هنوز نهضت امام شروع نشده بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در حجره 26 مدرسه فیضیه سکونت داشتم و با آن که بزرگترین نماز جماعت طلاب در مدرسه فیضیه بود، عاشقانه هر شب خود را به منزل امام در یخچال قاضی می رساندم تا پشت سر ايشان نماز بخوانم. برخلاف همه مراجع و علمای دیگر که برحسب موقعیت و شهرتشان در مساجد بزرگتر و صحن و حرم حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت مي كردند، امام نمازشان را در خانه می خواندند. آنهم در یک اتاق تقریباً 4×3 و بیشتر اوقات تعداد افرادی که پشت سر امام نماز می خواندیم، از عدد انگشتان دست تجاوز نمی کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تا این که در 15 خرداد 42 امام دستگیر شد و تا فروردین سال 43 که آزاد شدند، از زیارت ایشان محروم بوديم اما در اولین صبحگاه طلوع چهره نورانی امام در حالی که به شدت اشک شوق می ریختیم، بار دیگر جزء اولین نفراتی بودیم که به زیارت امام نائل شدیم و قم با وجود امام برای ما شادی بهشت را داشت. سخنرانی تاریخی امام بعد از آزادی در مسجد اعظم و در تاریخ 28 اردیبهشت 43 برای حقیر و همه حاضران شوری به یادماندنی آفرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;چهارم آبان 43 هم که مصادف با 20 جمادی الثانی و تولد حضرت زهرا(ص) و حضرت امام بود، روزی تاریخی برایم بود. در فاصله یک متری امام پای سخنرانی بی نظیر او علیه کاپیتولاسیون ایستاده بودم و شاهد بزرگترین حماسه حسینی علیه یزیدیان زمان و شور و هیجان غیرقابل توصیفی که امام در مردم ایجاد کرد، بودم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;صبح روز 14 آبان که برای نماز از خواب برخاستیم با درهای بسته مدرسه مواجه شدیم و با مشاهده انبوه تانکها و زره پوشها و نیروهای ویژه کماندویی شاه، متوجه دستگیری مجدد امام شدیم. امام به ترکیه تبعید شد و بعد از حدود 11 ماه تبعید در بورسای ترکیه یعنی در مهرماه 44 به نجف اشرف انتقال یافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;چند ماه بعد با مشقت فراوان و حدود 15 روز پیاده روی و عبور از نخلستان ها، بیابان ها و شط، خودم را قاچاقي به نجف رساندم و در جوار بارگاه نورانی حضرت امیرالمؤمنین(ع) باردیگر به محضر امام شرفیاب شدم. صبحگاه روزی که بعد از تحمل آن هجران ها و سختی ها به نجف وارد و به زیارت حضرت امیر(ع) و فرزندش روح الله نائل شدم، دلپذیرترین و شیرین ترین ساعات زندگیم رقم خورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;دفتر امام در نجف چگونه بود و چه کسانی در آن خدمت می کردند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در نجف عنوان دفتر وجود نداشت. بیرونی امام بود و یک آبدارچی و آقایان شیخ عبدالعلی قرهی و مرحوم آقای محی الدین فرقانی که متناوباً برای درس در مسجد شیخ انصاری و نماز ظهر در همان مسجد و نماز عشا در مدرسه آیت الله بروجردی و تشرف به حرم حضرت امير همراه امام بودند. شب ها هم یک اتاق کوچک در بیرونی منزل امام بود که روزی چند ساعت حضرات آقایان قدیری، مرحوم سید عباس خاتم یزدی، رضوان خمینی و سید جعفر کریمی برای پاسخ به استفتائات حضور داشتند. بقیه یاران امام (نه به عنوان عضو بیرونی) به طور مستمر به خانم امام رفت و آمد داشتند و برحسب توان خود و نوع ارتباطی که با امام داشتند، در خدمت امام و نهضت او بودند. این نوع افراد اکثراً جوانانی بودند که از ایران همچون بنده به امام پیوسته بودند که آنها را مهاجرین می نامیدیم و عده معدودی هم از نجف بودند که معمولاً مسن بودند که نقش انصار را داشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;شما مشخصاً بیشتر چه نقشی را در خدمت امام ایفا می کردید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بیشتر در ارتباط با نهضت و امام، کارهای تبلیغی و خوشنویسی را انجام می دادم، -از شعارنویسی روی دیوارهای فیضیه، طراحی واجرای کارت های تبریک و تقویم با عکس امام، ساخت و توزیع کلیشه عکس امام و... همچنین خوشنویسی پیام ها و اعلامیه های امام(ره) و بازنویسی نوشته هاي ايشان که قرار بود در چاپخانه های نجف حروفچینی و چاپ شود، چون حروفچین های چاپخانه های نجف نمی توانستند خط شکسته و فارسی امام را بخوانند. از جمله این موارد ملحقات توضیح المسائل و مسائل مستحدثه بود که بعد از اينكه به خط نسخ بازنویسی كردم، چون زیاد بود امام اصرار داشت اجرتم را بدهند که با درخواست حقیر نسخه اصلی خودشان را به اینجانب هدیه کردند. نمونه دیگر اين دست نوشته ها، نامه فلسطینی ها و پاسخ امام به فارسی و عربی است که در صفحات 886 تا 890 کتاب نهضت امام خمینی تألیف سید حمید روحانی چاپ شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته در ایران وضعیت متفاوت بود و تا لحظه رحلت امام(ره) به عنوان عضو دفتر و خدمتگزار تمام وقت در خدمت ايشان بودم و مسئولیت و کارهای متعددی را برعهده داشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;پس از بازگشت امام به ایران و پیروزی انقلاب شما چه می کردید و چگونه بار دیگر در خدمت امام قرار گرفتید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در روزهایی که امام در مدرسه علوی بودند، به محضرشان رسیدم و بعد همراه امام به قم رفتم. با توجه به ازدحامی که آن ایام حول امام وجود داشت، برای انجام فعالیتهایي که آن زمان مانند برگزاری رفراندوم لازم بود، به اصفهان رفتم و متناوباً به محضر امام می رسیدم تا وقتی که امام در اثر بیماری به تهران منتقل شدند و بعد از مرخص شدن از بیمارستان موقتاً در منزلی در خیابان دربند مستقر شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;یکی از این روزها که به منزل امام رفتم، آقای رسولی محلاتی نامه ای را که محمد حسنین هیکل سردبیر الاهرام مصر برای امام فرستاده بود، برای ترجمه به حقیر داد و بعد از من خواستند که در خدمت امام بمانم که تا آماده شدن برای انتقال به تهران امام هم به جماران منتقل شده بودند و از همان زمان تا آخر در خدمت امام بودم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://www.rajanews.com/news/image/rahimian3.jpg&quot; align=left vspace=4 border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;این که بعضی این شبهه را مطرح می کنند که دفتر امام وابسته به جریان خاصی بود، آیا این مسأله صحیح است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;به هیچ وجه این مسأله صحت ندارد. امام رهبر کل انقلاب و جامعه بود و این که کسی بخواهد امام را و دفتر امام را به نفع یک جریان مصادره کند، چنین اتهامی یک توهین بزرگ به امام است. دفتر امام صبغه خطی نداشت، هرچند امکان داشت برخي اعضاء دفتر گرایشی به افراد و جناح های داخل انقلاب داشته باشند، با این حال امام به همه آنها نگاه یکسان داشتند. وجه مشترک همه، همراهی با امام در انقلاب و نظام و علاقه عمیق به امام بود و بر اساس همین ارتباط و علاقه و شناخت متقابل، حضور آنان در دفتر شکل گرفته بود. دفتر ملتزم و موظف بود در چارچوب نگاه امام حرکت کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته ارتباط و تمایل برخي افراد دفتر با شخصیت ها و جریان های داخل انقلاب زمینه ای برای این بود که آنها کانالهای ارتباطی با امام داشته باشند و این هم نقطه قوتی در ترکیب دفتر بود و دلیلی بر یکدست نبودن دفتر بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;افرادي که ادعا مي كنند امام به جناح خاصی گرایش داشته، به انشعابی که اواخر حیات امام در جامعه روحانيت مبارز پیش آمد، استناد می کنند. آیا واقعاً چنین بود؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;مکاتبه ای که در این رابطه انجام شده و پاسخ امام در صحیفه امام موجود است لیکن آن چیزی را که امام تأیید کرد و در موارد و مناسبت های متعدد هم تأكيد کرده اند، این است که امام وجود دو جناح را در متن انقلاب و جامعه پذیرفته بودند، البته نه به این معني که دو جریان مقابل یکدیگر قرار بگیرند، برای کوبیدن هم لشگرکشی کنند، جنگ و تنازع و جدال راه بیندازند و در این بین نیرو و توان جامعه و نظام هدر رود و باعث فشل شدن و فروریختن حیثیت نظام و وحدت جامعه شوند. بلكه آنچه امام می خواست این بود که جامعه و نظام برای پرواز و پیشروی نیازمند دو بال و به تعبیر عربی &quot;جناحين&quot; است، چون با یک بال نمی توان پرواز کرد. دوبال ناهماهنگ هم که با حرکت ناموزون خود باعث سقوط پرونده شود، مورد نظر امام نبود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;همه افراد جامعه یک جور نیستند. سلمان و ابوذر ضمن آنکه هر دو مورد تأیید رسول اعظم(ص) در بالاترین حد بودند، یک جور نبودند. نه سلمان می توانست مانند ابوذر عمل کند و نه ابوذر مثل سلمان. البته نقش هرکدام هم در جای خود برای اسلام سازنده بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در انقلاب هم ما کسانی مثل مرحوم آیت الله ربانی شیرازی و مرحوم شهید بهشتی و شهید مطهری را داشتم که تقریباً نمونه هایی از ابوذر و سلمان در این عصر بودند. حتی دو برادر از یک پدر و مادر و محیط همسان، ممکن است سلیقه های متفاوتی داشته باشند و مثلاً در جریان انتخابات، یکی به آقای احمدی نژاد رأی بدهد و دیگری به آقای هاشمی. نظام اسلامی هم براساس این وضعیت و حتی سیره صدر اسلامی و اصحاب معصومین دو جناحی بودن را پذیرفته است که بايد به مثابه نقطه قوت و ضرورت تلقی شود. آنچه مهم است این است که باید چارچوبهای اصلی و هدف یکی باشد. هرچند ممکن است روش ها و شیوه های معقول و مشروع رسیدن به هدف متفاوت باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در نظرم هست که رهبر انقلاب تشبیه زیبایی در این زمینه داشتند؛ دو تیم ورزشی در درجه اول که با هم رقابت دارند، وقتی از بین آنها تیم ملی شکل می گیرد، همین افرادی که در داخل با هم رقابت داشتند، در قالب تیم ملی و در مقام مصاف با خارجی ها همگی در صف واحد و با همه وجود تلاش می کنند که برنده شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;به هرحال این یک واقعیت انکار ناپذیر است که همه افرادی که در یک مسیر و برای رسیدن به یک هدف حرکت می کنند یکسان نیستند. مهم آن است که به فرموده قرآن كريم &quot;ان تقوموا لله&quot; قیام و کار برای خدا باشد، همه در &quot;صراط مستقیم&quot; حرکت کنند که صراط مستقیم تنها راهی است که به سوی خداست. در یک بزرگراه می توان لاين هاي چپ و راست و میانه را فرض کرد که برحسب نوع سیرکننده ها متفاوت باشد. یک لاین برای سرعت بالا و یک لاین برای سرعت متوسط و یک لاین برای سرعت پایین و احیاناً لاین دوچرخه و لاین پیاده رو. برخي توانشان در حد پیاده هاست، سنگین بارها، کند رو هستند، عده ای با اتوبوس و وسیله جمعی و کسانی هم می خواهند به صورت انفرادی و با وسیله شخصی و تندرو حرکت کنند. این خطوط بر حسب توان اشخاص و وسیله ای که در اختیار دارند، قابل تقسیم بندی است، اما مهم این است که همگی در یک بزرگراه و به سوی یک هدف در حرکت باشند. با این ترکیب و ترتیب، هیچ کس به دیگری تنه نمی زند تا چه رسد به تصادف و تصادم و تنازع. در صراط مستفیم تصارع نیست ولی تسارع وجود دارد. &quot;سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الارض&quot;. تنازع نیست ولی تسابق وجود دارد. &quot;سابقوا الی الخیرات&quot;. همه می خواهند برای رسیدن به لقاءالله و قرب حق با سرعت بیشتری حرکت کنند و در این راه و در جهت خدمت اسلام و مسلمانان می خواهند از یکدیگر سبقت بگیرند. برگشت و وارونگی در این حرکت و مسیر -یعنی ارتداد-، هلاکت قطعی به دنبال دارد و فروافتادن در جهنم و قهر الهی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بنابراین گرچه در داخل مرزهای صراط مستقیم، تقسیم بندی هایی می توان فرض کرد اما افراط و تفریط و خروج از جدول بزرگراه و چپ شدن از جاده وسطی (به تعبیر حضرت امیر(ع)) و عبور از چارچوبها به طرف چپ یا راست، گمراهی و مضلة است و نتیجه آن هم سقوط در دره های هولناک هلاکت و تباهی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;مفهوم و مصداق اسلام ناب و اسلام امریکایی که امام(ره) مطرح كردند، چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;از مجموع بیانات امام در این زمینه بخوبی می توانیم پاسخ این سئوال را دریافت کنیم که اسلام ناب همان اسلامی است که برگرفته از قرآن با تفسیر و تبیین معصومین علیهم السلام است. اسلامی که سعادت بخش دنیا و آخرت کل بشریت است. اسلامی که قابل تبعیض و تجزیه نیست. اسلامی که سیاستش عین دیانت و دیانتش عین سیاستش است. اسلامی که سر سازش با هرگونه ظلم و ستم را ندارد. اسلامی که استکبارستیز و پناه مستضعفان است. اسلام تولی و تبری و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اسلام امریکایی هم نقطه مقابل اسلام ناب است که دشمنان اسلام از آن، به نام اسلام برای نابودی اسلام حقیقی و حقیقت اسلام بهره می گیرند. اسلامی که سازشکارانه منافع و مصالح مسلمانان را پیش پای مستکبران و طاغوت ها قربانی می کند، اسلام مرفهین بی درد و اسلام منافقان مزدور، اسلام التقاطی و... اگر مصداق اسلام ناب را فقط در خط امام و جلوه های آن مانند حزب الله لبنان می توان یافت ولی اسلام امریکایی مصادیق فراوان دارد و نمونه بارز آن را در مزدوران و حکومتهای مرتجع و استبدادي می توان یافت که یک روز فلسطین را به صهیونیست ها فروخته و امروز هم از پشت به مردم مظلوم فلسطین خنجر می زنند و همدست با امریکا علیه حزب الله و برای نابودی آن توطئه می کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;جریان هایی هم که در داخل کشور در قالب های مختلف، با ظاهر اسلامی تحت عناوینی مانند نهضت آزادی، انجمن حجتیه و... برای تضعیف اصول خط امام مانند عدم جدایی دین از سیاست و اصل اساسی ولایت فقیه از هیچ کوششی دریغ نکردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام به بحث رهبري آيت الله خامنه اي اشاره هايي داشتند؟ آيا در زمان حيات امام اين بحث مطرح شد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;مطالب مختلف و متعددی از قول حاج احمد آقا و دیگران نقل شده است. خود ما هم شاهد صحنه های ویژه ای در این رابطه بودیم که در آن زمان چون تصور دنیای بعد از امام و منهای امام، به ذهنمان خطور نمی کرد، خيلي متوجه منظور و نظر امام در این رابطه نمی شدیم. وقتی که پس از رحلت امام روی اولویت فوق العاده ای که برای ملاقاتهای آيت الله خامنه اي قائل بودند، ارجاعات مهم در مورد مسائل حساس و تعبیراتي كه نسبت به ایشان داشتند، مرور می کنیم، تازه معانی ویژه ای از آنها می فهمیم. ولی بنده فکر می کنم اصولاً امام نمی خواست به طور مباشر برای خود جانشین تعیین کند. امام می خواست با تبیین شاخص ها و معیارها و ایجاد ساختارهای مناسب، جامعه و نظام را به بلوغ و توانمندی برساند که خود این امر اساسی و مهم را به انجام برساند واین هنر امام بسیار ارزشمند و مهم تر از اين بود که شخصاً جانشین خود را تعیین کند اما جامعه و ساختار نظام در تحقق مهمترین رکن نظام و انقلاب به خود اتکایی نرسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 348px; HEIGHT: 216px&quot; height=214 alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://www.rajanews.com/news/image/rahimian4.jpg&quot; width=384 align=baseline vspace=4 border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;برخي در مورد رابطه امام و آيت الله مصباح يزدي مطالبي حاكي از تضاد نقل مي كنند. در مورد نظر امام نسبت به آيت الله مصباح نکته و اطلاعی دارید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام(ره) نسبت به تأسیس برخی مدارس و مؤسسان آنها برخورد منفی داشتند، مثلاً در قبال پیشنهادی که از سوی آقای منتظری خدمت امام نقل کردم که امام 10 میلیون تومان کمک کند تا مدرسه دارالشفاء توسعه یابد و سالن ساخته شود، امام نه تنها جواب مثبت ندادند بلکه چند بار تکرار تكردند &quot;من خوف این را دارم که...&quot; به شدت برخورد منفی کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;یا در پاسخ نامه یکی از مراجع فعلی که استجازه کرده بود از وجوهات برای ساختن مدرسه علمیه استفاده شود، باز هم با تعبیر تندي جواب منفی دادند. یا در پاسخ به استجازه برای تأسیس کتابخانه مذهبی، فرمودند &quot;من چه می دانم می خواهند چه کتابهایی در آنجا تهیه کنند&quot; و به این ترتیب جواب منفی دادند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اما با توجه به همه حساسیت و تحفظی که در این موارد داشتند، تا آنجا که به یاد دارم، درخصوص مؤسسه تحت مديريت آيت الله مصباح تنها موردی بود که امام علاوه بر شهریه عمومی که برای طلاب پرداخت می شد، هزینه و بودجه مؤسسه را هر ماه طی صدور چکي به نام آقای مصباح پرداخت می كردند که این مطلب حکایت از اطمینان کامل امام به عملکرد علمی و سیستم آموزشی آقای مصباح داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;نسل انقلاب هیچگاه مناظرات آقای مصباح با سران و اندیشمندان کمونیست و مارکسیست و تفوق و قدرت علمی ایشان را كه اوایل پیروزی انقلاب از سیمای جمهوری اسلامي پخش می شد، فراموش نخواهد کرد. تبحر و تسلط کم نظیر آيت الله مصباح در تمام معارف و علوم اسلامی از ایشان شخصیتی ساخته که رهب رانقلاب، ایشان را پرکننده جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری دانستند. عمده آثار و کتابهای علمی آقای مصباح تبیین ناب اسلام ناب و تفکر امام است، به گونه ای که مباحثی از قبیل حکومت اسلامی و ولایت فقیه در آثار ایشان درخشش خاصی دارد و این از عجایب روزگار ما است که شخصیتی را که در عمده آثارش اصول خط امام از قبیل عدم جدایی دین از سیاست و ولايت فقيه موج می زند، متهم به ارتباط با جریان منحرفی می کنند که نماد جدایی دین از سیاست است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته حقیر انتقادی هم به این استاد عظیم القدر حوزه دارم که خالصانه به ایشان عرض کرده ام و آن این است که گاهی ورود ایشان به مسائل روزمره سیاسی باعث شده که افراد جاهل یا مغرض دستاویزهایی برای هوچی گری پیدا کنند و در حالی که هرگز قدرت هماوردی با ایشان را در میدان فلسفه و علوم اسلامی ندارند، با آن دستاویزها از قدرت علمی و دریای مطالب ایشان انتقام بگیرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 14:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر چه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست  </title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 352px; HEIGHT: 212px&quot; height=230 alt=اماما hspace=5 src=&quot;http://i19.tinypic.com/6ccu58m.jpg&quot; width=350 align=left vspace=5 border=1&gt;ای تربت عشق نوزده سال است که پیکر روح الله و محرم &quot;سرالله&quot; را در آغوش گرفته ای!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن برافراشته قامتی را که در سرّ صور دمید و قیامت به پا کرد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن مسیحا دمی را که روح بخشید و حیات داد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن موسی وشی را که اژدهای قهر بر کاخ جباران افکند &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن خلیل آسایی راکه بتها واژگون و بتکده ها را ویران ساخت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن نوح گونه ای را که با کشتی انقلاب سینه امواج حوادث را شکافت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ای خاک ؛&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مهر گستری را در آغوش گرفتی که خال لب خوبرویان اسلام بود و خلقی را گرفتار خویش ساخته بود و آن دادپروری را در دل جای دادی که مست سبوی الست و چشم مخمورش همه را بیمار کرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ای خاک ؛&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن دلربا را به درون خود بردی تا صفحه خویش را ستاره باران کنی و آن رهنما را در بغل گرفتی تا سدره نشنیان ملکوت را به سوی خود کشانی .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اینک ای خاک ؛&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ما شیفتگان حریم حرمش و پاسداران حرم حرمتش در سالگرد رحلت آن آسمان بلند &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن اختر فروزان &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن دریای بزرگ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و آن خمینی خردمند که روحمان بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جانمان بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قهرمانمان بود &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و خلاصه همه چیزمان بود &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دنبال شاگردش - برادرش - خلف صدقش - رهرو راهش خامنه ای عزیز - داغدار و سوگوار باز هم این ترانه را سر  می دهیم :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت ................. روی مه پــیکر او سیـر نــدیـدیـم و بـــرفت&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;    گوئی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود ................ بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/2mmtv8i.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt; اگر چه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تو را به وسعت آیینه ها ادامه دهیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 15:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خط امام روشن است ، مدعيان به آن پايبند باشند </title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 347px; HEIGHT: 245px&quot; height=300 alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i31.tinypic.com/5krtyw.jpg&quot; width=343 align=left vspace=5 border=1&gt;متنی که در ذیل آمده سخنان مقام معظم رهبری در جمع اعضاي ستاد مركزي بزرگداشت حضرت امام(ره) در سال ۸۵ می باشد که بدون مقدمه توجه دوستان را به گوشه هایی از این بیانات جلب می کنم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديدار اعضاي ستاد مركزي بزرگداشت حضرت امام(ره)، فكر، حقيقت و هويت امام خميني رحمت الله عليه را زنده و پويا دانستند و تاكيد كردند: مهم ترين وظيفه، حفظ و حراست از انديشه و اصول امام(ره) و حركت بر اساس آن اصول روشن و صريح است.&lt;BR&gt;رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به موقعيت شناسي، تدبير و استقامت امام(ره)، خاطرنشان كردند: امام خميني(ره) پايه گذار نهال و حقيقتي بودند كه اكنون ريشه دوانيده است و قدرت هاي بزرگ نيز با وجود همه توطئه ها و تلاش ها، از مقابله با آن عاجزند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت الله خامنه اي، افزودند: دشمني قدرت هاي سلطه طلب با نظام اسلامي، درواقع مقابله با انديشه و راه امام(ره) است و با وجود گذشت 17سال از ارتحال امام بزرگوار، آن شخصيت عظيم و حقيقت و هويت او همچنان آماج حملات و كينه توزي هاست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;ايشان حضور افكار و انديشه هاي امام خميني(ره) در جهان اسلام و همه آفاقي كه شعاع وجودي امام آنها را فرا گرفته است، نشانه زنده بودن امام(ره) دانستند و تاكيد كردند: ابراز علاقه و عشق مسلمانان جهان به انقلاب اسلامي و امام بزرگوار كه بخشي از آن در سفر مقامات بلندپايه ايراني به كشورهاي اسلامي تجلي مي يابد، نشان دهنده عمق راهبردي نظام جمهوري اسلامي و شعاع وجودي امام(ره) است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه سخنان، پيام ها و وصيت نامه امام عظيم الشان، دربردارنده اصول صريح و روشن ايشان است، خاطرنشان كردند: كساني كه مدعي طرفداري و پيروي از امام(ره) هستند، بايد به اين اصول نيز پايبند باشند و نمي توانند از يك طرف ادعاي دنباله روي از امام را مطرح كنند، ولي از طرف ديگر با سرمايه داري جهاني موافق و از مسئوليت در نظام اسلامي در پي كسب منافع شخصي باشند و براي عدالت اجتماعي نيز هيچ ارزشي قائل نشوند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه امام(ره)، دين و ايدئولوژي را پايه و اساس سياست و حكومت مي دانستند، افزودند: نمي توان شعار طرفداري از امام داد، اما به دنبال جداسازي ايدئولوژي از سياست بود و در همان مسير ايدئولوژي زدايي آمريكايي ها حركت كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;رهبر انقلاب اسلامي، با تاكيد بر اينكه غربي ها با وجود شعار ايدئولوژي زدايي و دوري از تعصب، بر سر اصول و مباني خود بسيار متعصب هستند، افزودند: هنگامي كه به غربي ها در خصوص برخي اقدامات غلط آنها اعتراض مي شود، مي گويند: ما براساس اصول خود عمل مي كنيم اما در مورد نظام اسلامي خواستار دست كشيدن از اصول و ايدئولوژي هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;حضرت آيت الله خامنه اي، تكرار حرفهاي غربي ها را از جانب برخي افراد با ادعاي پيروي از امام(ره) ناسازگار دانستند و تاكيد كردند: ما بايد بدون تعارف و همانند امام(ره) در حفظ مرزهاي اعتقادي و اصول خود صريح باشيم و نگذاريم مرزهاي اعتقادي كمرنگ شوند.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 May 2008 21:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقام معظم رهبری در حال کوهنوردی</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=آقا hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/35hi8g2.jpg&quot; align=baseline border=2&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 20:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناگفته‌اي از مخالفت امام با قائم‌مقامي منتظري</title>
<link>http://h-bayani.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=4 cellPadding=4 width=&quot;95%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 17pt&quot; face=&quot;times new roman&quot; color=#e51515 size=2&gt;ناگفته‌اي از مخالفت امام با قائم‌مقامي منتظري &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=text&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://www.rajanews.com/news/image/sanjeensaf.jpg&quot; align=left vspace=4 border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;حجت الاسلام محمدی ری شهری در کتاب جدید خود که به بررسی مقطع حساسی از جمهوری اسلامی از نصب منتظری به قائم مقامی رهبری تا عزل وی و ماجرای باند مهدی هاشمی اختصاص دارد، نحوه انتصاب منتظری به قائم مقامی و نظر مخالف امام(ره) با این مسئله را تشریح کرد. در این کتاب همچنین برای نخستین بار تصویر نامه تاریخی 6/1/68 امام(ره) به منتظری که از سوی عوامل مخاطب نامه در آن تشکیک شده بود، آمده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;وزیر وقت اطلاعات با طرح این پرسش که &quot;آیا امام با قائم مقامی منتظری موافق بود یا نه؟&quot; دیدگاه امام در این باره را پیش از تصمیم مجلس خبرگان، و موضع ایشان پس از تصمیم خبرگان، را جداگانه مورد بررسی قرار داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;وی با تأکید بر اینکه نظر امام پیش از تصمیم مجلس خبرگان نسبت به رهبری آقای منتظری منفی بود، در تشریح دلایل این ادعا به نامه 6/1/68 ایشان خطاب به منتظری اشاره کرده و با ذکر فرازی از آن مبنی بر اینکه &lt;STRONG&gt;&quot;والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید...&quot;&lt;/STRONG&gt; می افزاید: &lt;EM&gt;اما این که امام نظر خود را به خبرگان منتقل کرد یا نه، داستانی شنیدنی دارد که باید از زبان آیت الله محمدی گیلانی که عضو خبرگان بوده و اکنون نیز همچنان عضو مجلس خبرگان است، شنید. گفتنی است که ایشان در ملاقاتی با امام قبل از تصمیم خبرگان در مورد قائم مقامی آقای منتظری از دیدگاه امام در این باره مطلع شده است.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;نظر امام، یک روز قبل از تصمیم خبرگان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیت الله محمد ی گیلانی در تاریخ 6/9/1379 به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل آقای علی رازینی ضمن سخنرانی گفت:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتم: &quot;فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ایشان را عابد و زاهد می دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی آید...&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام، گله های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;و اضافه فرمود: &quot;احمد هم از او دفاع می کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست نویس های او را آورده اند. من دیدم نامه های آقای منتظری از نوشته های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: &quot;آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: &quot;امام خیال کرده که آنچه من برایش می نویسم، الهام از سید مهدی می گیرم!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام فرمود: &quot;نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتم: &quot;بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام فرمود: &quot;او اینطور است&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;عرض کردم: &quot;بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امام قدری فکر کرد و فرمود: &quot;احمد نیست، می شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;عرض کردم: &quot;بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را خدمت شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می ترسم مرا هم شمس آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;این را که گفتم، امام -اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود: &quot;خاطرت جمع باشد&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که &quot;حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتم:  &quot;همین طور است&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;آقای محمدی گیلانی اضافه کرد که:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: &quot;موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتم: &quot;چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;فرمود: &quot;نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته...&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتم: &quot;ما اعلام کرده ایم. نمی شود...&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;وزیر وقت اطلاعات که از خاطرات منتشر شده قبلی وی نیز به عنوان منابع قابل استناد و معتبر در تاریخ انقلاب یاد می شود، پس از نقل این خاطره کلیدی اضافه می کند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;تأمل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان می دهد که امام در مورد طرح قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام شده قرار گرفته بود؛ اما به هرحال، جای این پرسش باقی است که با آن قاطعیتی که از امام سراغ داریم؛ اگر واقعاً با این امر مخالف بود، چرا نظر خود را به خبرگان اعلام نکرد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;بی تردید، اگر خبرگان، نظر امام را می دانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمی کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;EM&gt;آقای منتظری عدم مخالفت امام با قائم مقامی وی را دلیل موافقت ایشان می داند و در پاسخ به این سئوال که: &quot;آن وقت، احساس شد که حضرت امام هم مخالفتی دارند؟&quot;،&lt;/EM&gt; می گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;من نمی دانم، اگر ایشان در آن وقت، مخالف بودند، لازم بود همان وقت، ولو با کنایه با پیغام به من یا دیگری و یا به خبرگان می فرمودند؛ زیرا مصلحت نظام از همه چیز مهمتر بود...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/news/image/namebemontazeri(2).jpg&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://www.rajanews.com/news/image/namebemontazeri.jpg&quot; align=left vspace=4 border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;پاسخ این سئوال را امام در نامه 6/1/68 فرموده اند. متن فرمایش امام، این است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... والله قسم من به نخست وزیری بازرگان مخالف بودم؛ ولی او را هم آدم خوبی می دانستنم. والله فسم من رأی به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد، نظر دوستان را پذیرفتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;این سخن به روشنی نشان می دهد که امام در مورد عدم اعلام مخالفت خود با رهبری آقای منتظری، همانگونه عمل کرده که در مورد نخست وزیری بازرگان و رئیس جمهوری بنی صدر عمل کرده است. در همه این موارد، امام -به تعبیر خودشان- نظر دوستان را پذیرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;این سخن نشان می دهد که پس از دیدار آقای محمدی گیلانی، مطلبی به امام گفته شده که ایشان مصلحت  ندیده با اقدام مجلس خبرگان در مورد رهبری آقای منتظری مخالفت کند؛ چنان که در نامه 8/1/68 به این معنا تصریح فرموده:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم...؛ ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من نمی خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;در این جا این سئوال پیش می آید که دوستانی که امام، نظر آنها را در مورد آقای منتظری پذیرفته، چه کسانی بوده اند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;بی تردید، سران قوای سه گانه در این موضوع، نقش اساسی داشته اند. آقای منتظری، خود در پاسخ به این سئوال که &quot;احساس می فرمایید کسی روی این قضیه عنایتی داشته است؟&quot; می گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;من نمی دانم، می گویند آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای خیلی دنبال قضیه و مُصِر بوده اند. ظاهراً آقایان حسن نیت داشته اند ونظرشان احتیاط برای آینده بوده است&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;باید گفت: آقایان نه ظاهراً، بلکه واقعاً حسن نیت داشتند؛ بلکه آنان در رأس کسانی بودند که در خبرگان، با حسن نیت و به عنوان احتیاط، آقای منتظری را به عنوان رهبر آینده تعیین کردند؛ اما با کمال تأسف، آقای منتظری ابتدا می گوید: &quot;ظاهراً آقایان حسن نیت داشته اند&quot; ولی در ادامه، در حسن نیت آنها تشکیک می کند و آنان را تا سر حد توطئه گری متهم می کند که با این اقدام، می خواستند زمینه رهبری او را از بین ببرند!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;متن گفته او این است:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;من اگر بدبینانه تحلیل کنم، می گویم اصلاً شاید آن قضیه، مقدمه جریانات بعد بوده که مسئله را سر زبان ها بیندازند و بعد، زمینه را از بین ببرند... از قدیم می گفتند اگر می خواهید کسی را خراب کنید، به طور غیرطبیعی او را بالا ببرید و بعد، مقدمات سقوط او را فراهم کنید...!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;شگفت اینکه، کسی چنین سخن می گوید که خود را مرجع تقلید می داند و معتقد است که تهمت، گناه کبیره است و شگفت انگیزتر اینکه در ادامه همین مطلب می گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته من که -الحمدالله- اصلاً انتظار مقام و موقعیت نداشتم و ندارم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;باری، کوتاه سخن در پاسخ به این سئوال که چرا امام نظر مخالف خود را در مورد رهبری آقای منتظری اعلام نکرد، این است که سیره حکیمانه امام در این گونه موارد، این بود که تا آنجا که مصالح نظام را در خطر نبیند و احساس تکلیف قطعی نکند، نظر مسئولان اصلی کشور را، که در واقع مشاوران مورد اعتماد ایشان بودند و از آنان به &quot;دوستان&quot; تعبیر فرموده، بر نظر خود مقدم می داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;در مورد رهبری آقای منتظری نیز، تا آنجا که تنها وی را ساده لوح و فاقد مدیریت و تدبیر می دانست، با اصرار مدیران ارشد کشور به این جمع بندی رسید که همراهی و همکاری آنان با وی، خلأ بی تدبیری و سادگی او را پرخواهد کرد؛ اما حوادث بعدی ثابت کرد که مشکل بیش از این است و لذا &quot;با دلی پرخون و قلبی شکسته&quot; و با آگاهی تمام، آقای منتظری را از رهبری آینده برکنار کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 13:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=h-bayani&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>h-bayani</dc:creator>
<guid>http://h-bayani.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
