تبليغاتX
خبرنگار اصولگرا

خبرنگار اصولگرا

                                               
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 18:36  توسط حميدرضا بياني 

 

بعد از انتشار يك مطلب توهين آميز توسط يك سايت كم بيننده ، عليه نوه امام(ره) موجي از جنجال هاي سياسي فضاي كشور را درگير خود كرد.


مطلبي كه حتي ارزش پرداختن به آن به گونه اي وقت تلف كردن است و آنچه در اين ميان شايد مرا درگير اين مقال كوتاه كرد سر و صدا هاي بعد ار انتشار مطالب موهن است .


آري بنده از اين بابت بسيار خوشحال شدم كه هنوز رگي در گردن بعضي از حضرات هست كه خونشان به جوش آيد تا سرشان قرمز شود .


اما افسوس از برخي از مدعيان اصلاحات كه بارها نشان داده اند كمترين ارادتي به حضرت امام(ره) ندارند و تلاش خود را كردن تا از اين فرصت سوءاستفاده كنند .


وقتي به گذشته تاريك اين مدعيان بر مي گرديم مي بينيم كه نه تنها رگي در گردن نداشتن بلكه در برابر توهين انسانهاي كج فهم سكوت اختيار كرده بودن و به قول خودشان به مصلحت نظام نيست كه حرفي بزنند و از اين چرنديات كه گوش فلك  را كر كرده و سرشان را همچون كبك فرو در برف كرده بودند.


اما جالب تر از همه استفاده ي بي نظير آقايون از فوت مرحوم توسلي بود كه آن را هم متصل به اهانت ها كردن .


اما كاش آقاي توسلي و مدعيان به اصطلاح يار امام(ره) زود تر از اين ها هم اهانت هايي كه نه به بيت امام بلكه به شخص امام(ره) و انقلاب كرده بودند را بي پاسخ نمي گذاشتند.


به هر حال در اين مقال مي خواهم به اظهار نظرات برخي از حضرات اشاره كنم كه چه اهانت هايي به انقلاب و امام(ره) كرده اند .


 جملات ذيل گوشه اي از هزاران مطالب نوشته شده در مطبوعات شبهه افكن مي باشد:

* دخالت در سياست از حقوق شهروندي است و امام خميني هم نمي تواند كسي را از اين كار منع كند . نامه 6/1 امام در صحيفه نيامده و نظر امام محسوب نمي شود و اسلام معيار است نه امام .   (عماد الدين باقي / هفته نامه پيام هجر / اسفند 77)

 


* حكم امام در مورد آقاي منتظري ،‌فقط بر مقلدان امام لازم العمل است و منتظري كه مقلد نيست . در ثاني ، ساده لوح بودن ايشان از باب تشخيص موضوع است و نه حكم و كسي نمي تواند در اين زمينه تقليد كند. (اكبر گنجي / روزنامه عصرآزادگان – 11/8/78 – ص8)

 

* سياست هاي فرهنگي دهه اول انقلاب ،‌كارايي نداشت،‌زيرا در ضديت با مدرنيته و غرب و خواهان بازگشت به سنت سلف و مجري فقه و شريعت بوده است.(عليرضا علوي تبار / ماهنامه كيان / خرداد 77)

 

*قطع رابطه با آمريكا ،‌خواسته تحميلي يك نفر بر كل مردم ايران است، دوران تك گويي به سر آمده است (فرخ ارقند/ هفته نامه آبان / اسفند 77)

 

*با تسخير لانه جاسوسي ، ظلم بيست و پنج ساله آمريكا به ايران تلافي شد و ديگر نبايد دشمني با او ادامه يابد(عباس عبدي / آفتاب امروز / آبان 78)

 

*امام در قبول قطعنامه ،‌يك جام زهر نوشيد و سعادت ملت را تضمين كرد ، مذاكره با آمريكا نيز ، احتياج به نوشيدن جام زهري ديگر دارد .(روزنامه صبح امروز – 17/9/78 – ص2)

 

*بعد از انقلاب ، شاه مستبد رفت ولي استبداد همچنان باقي است ، تازه رنگ شرعي هم به خود گرفته است.(ابراهيم يزدي / هفته نامه آبان / فروردين78)

 


*جريان كسروي و حكيم زاده قمي ،‌اصلاح طلب بودند و امام (ره) و نواب صفوي ، خشونت گرا و در مقابل جريان اصلاح صلب قرار مي گيرد (سهراب بهداد / روزنامه نشاط / اسفند 77)

 

*مهندسان و طراحان اصلي انقلاب ، روشنفكران ديني بودند و روحانيون ،‌ابزار دست روشنفكران براي بسيج توده ها بوده اند (ابراهيم يزدي / عصر آزادگان/ آبان 78)

 

*عزل منتظري اشتباه بود و هم اكنون صحت همه ايرادات ايشان ، براي همه روشن شده است (رضا عليجاني / مجله ايران فردا)

 و هزاران مورد از این موارد که در فرصت مناسب به بازخوانی آنها می پردازم/


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 2:0  توسط حميدرضا بياني  |